با گذشت تنها یک هفته از آغاز عملیات مشترک ایالات متحده و اسرائیل، جمهوری اسلامی بهرغم تمام ادعاهای پیشین، اکنون به جایی رسیده که برای بقا دست و پا میزند و مقامهای این رژیم امیدوارند بتوانند به هر طریقی در مقابل عزم دولت ترامپ دوام بیاورند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
جمهوری اسلامی برای کنترل و سرکوب مردم به سه مکانیسم قدرتمند متکی است: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شبهنظامیان بسیج و نیروهای امنیت داخلی که چندین مقر آنها مورد حمله قرار گرفته است.
تصمیمگیرندگان در اورشلیم و واشنگتن راهبرد کنونی جمهوری اسلامی را بهخوبی درک میکنند، راهبردی که در حال حاضر به کمک گرفتن از کل این نهادها متکی است و در این عبارات خلاصه میشود: «استراتژی بقا».
این مفهوم، مشابه رویکردی است که حسن نصرالله، رهبر کشتهشده حزبالله، در طول جنگ لبنان در سال ۲۰۰۶ اتخاذ کرد و به دنبال پیروزی از طریق تسلیم نشدن تا حد ممکن بود. به همین دلیل، جمهوری اسلامی همچنان به شلیک به خاک اسرائیل ادامه میدهد تا نشان دهد که هنوز در حال جنگ است و تسلیم نشده، حتی اگر میزان موشکپراکنیهایش بهشدت و بهوضوح در حال کاهش باشد.
شلیک موشک همچنین با هدف ایجاد تلفات غیرنظامی در اسرائیل انجام میشود. مقامهای جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیدهاند که کشتن غیرنظامیان وسیله اصلی فشار بر اسرائیل برای توقف جنگ است.
جمهوری اسلامی در حالی در این گرداب گرفتار شده که هنوز نتوانسته از نیروهای نیابتیاش کمک بگیرد. هنوز هیچ اطلاعات قطعی مبنی بر هماهنگی میان حزبالله و نیروهای جمهوری اسلامی وجود ندارد و حوثیها نیز هنوز وارد عمل نشدهاند؛ اگرچه ممکن است بهمثابه کارتی برای آینده و برای حفظ استراتژی بقا در مراحل بعدی درگیری نگه داشته شوند.
در این میان، هم اسرائیل و هم ایالات متحده خوب میدانند که حملات هوایی بهتنهایی رژیم حاکم بر ایران را سرنگون نخواهد کرد، بنابراین آنها هدف دوگانه را در نظر گرفتهاند.
هدف اول، آسیب قابل توجه به برنامههای هستهای و موشکهای بالستیک ایران است، به گونهای که بازسازی آنها بسیار طول بکشد و زمانبر باشد. به نظر میرسد گام بعدی هدف گرفتن نظاممند صنایع نظامی اصلی ایران است و در این میان ایالات متحده نقش پررنگتری خواهد داشت. یک بمبافکن بی۵۲ میتواند حملهای تقریبا معادل حمله یک اسکادران کامل از جنگندههای اف۱۶ نیروی هوایی اسرائیل را در یک پرواز انجام دهد. هدف قرار دادن صنایع نظامی همچنین میتواند فروپاشی اقتصادی رژیم را تسریع کند.
هدف دوم، تضعیف پایههای رژیم است. در محافل اطلاعات نظامی اسرائیل، این باور وجود دارد که این فرایند میتواند محقق شود مشروط بر اینکه تحریمها علیه تهران لغو نشود. با این حال، در حال حاضر، مردم ایران به دلیل مخاطرات امنیتی موجود انگیزهای برای آمدن به خیابانها ندارند.
مقامهای اسرائیلی و آمریکایی میگویند در بدترین سناریو، جنگ ممکن است بدون تغییر رژیم پایان یابد و ایران را تنها بگذارند تا با عواقب تحریمها و خرابیهای بهبارآمده دست و پنجه نرم کند. در این صورت، رژیم با دشواری فزایندهای در مقابله با جمعیتی که ممکن است بلافاصله پس از پایان جنگ به خیابانها بیایند روبهرو خواهد شد، زیرا به دلیل از بین رفتن نهادهای سرکوب در طول جنگ توانی برای مقابله با آنان نخواهد داشت.
برگرفته از واینت

